خرید بک لینک

به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم ، خواهد رفت
آن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه
نه
آیینه به تو ، خیره شده است
تو اگر خنده کنی ، او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا ، که چه ها خواهد کرد
#سهراب_سپهری

برچسب: نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: يکشنبه 10 مهر 1401 ساعت: 22:49

دی ۹۹ شده و خیلی وقته ننوشتماز این مدت بگم؟ چندماهی هست اومدیم خونه خودمون و پایتخت نشین شدیم. یه خونه کوچولو برای من و او. وسط آبان خاله ام رو از دست دادم. یک هفته بعد مادرم و خاله ام و زنداییم کرونای شدییید گرفتن. حال مامانم خیلی بد بود به لطف خدا و پرستاری بابا و آمپول های کمک درمان ۳۰میلیونی الاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 17:23

برخلاف اون چیزی که فکر می کردم آزمون دیروز خوب بود. 

رتبه ۴۶ کشور از ۴۶۰۰ شرکت کننده

البته که هنوز جای پیشرفت زیاااده

ولی این با توجه به اشتباهی که کردم (بی توجهی به مرور در زمان مناسب) و اینکه اولین آزمونمه خیلی رضایت بخش بود.

خوشحالللم :))))

برچسب: نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 17:23

سلام.تقریبا یک سال از آخرین پستم که درباره اولین آزمون سنجشم می گذره و تو این پست اومدم بگم نتایج زحماتم رو گرفتم و به آرزوم رسیدم. الان من دانشجوی آموزش زبان و ادبیات فارسی ام. دانشگاه فرهنگیان :)))) و دیرووز سی دی ماه 1400 اولین حقوقم رو گرفتم. یعنی حقوق این 4ماه دانشجویی رو. اندازه دیدن کارنامه قادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 17:23

سلام =)

من اومدم و سبک بار اومدم =)

اینستا و توییتر و... رو پاک کردم و اومدم دیگه اینجا سکنا گزینم و بنویسم :)

امیدوارم که اوضاع خوب پیش بره :)

برچسب: نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: چهارشنبه 21 خرداد 1399 ساعت: 21:41

تو این پست قراره آدمای زندگیم رو جوری که قراره نام ببرم بنویسم.

پدر و مادر که همون

سیوگیلیم:همسرم

خواهر ب:خواهر اولم

آبجی: خواهر دومم

داداشم

شوهرخواهر ۱:همسر خواهر ب

شوهر خواهر۲: همسر آبجی

ج:پسر اول خواهر ب

آ:پسر دوم خواهر ب

م:پسر آبجی

برچسب: نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: چهارشنبه 21 خرداد 1399 ساعت: 21:41

14تیر 98 چند ساعتی می شد که از جلسه ی کنکور اومده بودم، اینستاگرامم رو اکتیو کرده بودم و با دوستام چت می کردم. مامان اومد تو اتاقم. معلوم بود یه چیزی می خواد بگه.گفتم مامان جان ولش کن اصلا بحثشم نکن. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:37

چند وقتی بود گوشای پدرم اذیت می کرد. چند تا دکتر رفت و درنهایت قرار شد بره مشهد عمل بشه. شنبه ی همین هفته رفتن. دوشنبه عمل شد. سه شنبه اومدن. تو این چهار روز درک و شعور و مسئولیت پذیری که از برادر چهاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:37

ایشالا چند روز دیگه می رم آمل مستقر بشم.

آملی داربم اینجا؟ :)))

برچسب: نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:37

چجوری یه احمق بی عرضه بی شعور بی مسئولیت حال به هم زن نباشم؟هوم؟

برچسب: نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:37

نامزد من یه قل همسان داره که همزمان با ما نامزد کرد. داشتیم با نامزد برادر نامزدم که می شه جاریم درمورد اینکه واسه تولدشون چی کار کنیم صحبت می کردیم و به این نتیجه رسیدیم که چقدررر اخلاقا و عادت هاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:37

۳۱ شهریور ۹۸ برای اولین بار اومدم آمل. برای ثبت نام دانشگاه. با صدیقه اهل گیلان آشنا شدم و یک پانسیونی رو اجاره کردیم. صدیقه یه دختر ساده و خجالتی و مهربونه. حساس و زودرنج هم هست.۶مهر ۹۸ اولین شبی بودادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:37

هم اتاقیم خیلی حساسه و من متنفرم از حساس بودن. زود ناراحت میشه هم اینکه یه کاری میگه باید همون موقع انجام بشه. چند روز پیش روز نظافت بود، من طی کشیدم. دیوارای اشپزخونه رو تمیز کردم. مبل رو شامپو فرش زادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:37

اسم نامزدم رو تو گوشیم sevgilim سیو کردم. یه بار که گوشیم زنگ می خورد فاطمه بهم گفت. گفتم کیه گفت نوشته سیوگیلیم. گفت یعنی چی؟ صدف گفت سیوگیلیم چیه سوگیلیم تو ترکی یعنی عشقم. اینو از آیناز یاد گرفتم(دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:37

دیروز صبح بیدار شدم نیمرو خوردم. شلوار و کت و شال مشکزمو با تیشرت راه راه طوسیم ست کردم و با فازمه اسنپ گرفتیم و دم سینمای روبروی پارک طلایی پیاده شدیم. یکم منتطر اوا و پریا نشستیم بعد باهم پیلوت نگاهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد فرهادی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:37

صفحه بندی